دوستان این وبلاگ به خاطره ها پیوست... ۴ شماره در خدمت شما بودیم..ولی هر اومدنی بالاخره پایانی داشت...
من رسمان قاطی الاغ ها شدم![]()
دیگه وقتی ادم زن میگیره شما کیلو چندین ![]()
![]()
بیاد همگیتون هستیم ..هم من هم داش معین...
لحظه لحظه خاطراتمون تو یادم هست...حیف که تموم شد...
خداحافظ تا ۱۰ سال بعد که پسرم آرشا![]()
![]()
وب رو اپ میکنه...![]()
یا علی...



..گرگه هم داد میزنه اه یا سید علی..یا خامنه ای ...
گفت بار اخرت باشه دفعه بعد میدم ممد شیشتون رو بشکونه
لقبمو دزدیده 
، گوش نمیده
...کافیه تو خیابون نگاش کنی فوری میخوای با ماشین بلندش کنی
... مثل شادی و مش کاظم که جنسیتش نره است
...
چرا که همیشه اسیر بول هوسیام بوده...سر ازداوجم با تینا چند روزی رو قهر کرده بود که با وساطتت حاجی برگشت خونه..یادش بخیر روزی که زنگ زدم خونشون به اقاش گفتم : حاجی من عاشقه زنمم من دوسش دارم
اصفهونی خسیسه
خیلی گرماییه همین عامل باعث میشه لخت بشه ...لباس زیرش همیشه خیسه
در یه کلام هر چی خوبی از حسن بگم کم گفتم...
نیشش شبیه نیشه منه
... لاغر نیست ، چاق هم نیست ... عشقش دلقک بازیه ... قدش متوسطه و اهل مده
همیشه منو به یاد اون میندازه.، خیلی هم سوسوله ولی !!!!!!!!!!!!!
بیش از حد تو رویا سیر میکنه